-
پنج شنبه 3 دی 1388
3:43 AM
نظرات(0)
راه هاي دريافت حقوق ماهانه بيشتر!
در الگوهاي كمونيستي، ارزش افزوده و كيفيت كار كارگران اهميتي ندارد و زماني كه آنها در كارخانه به سر مي برند، در كنار تعداد اعضاي خانواده شان اهميت مي يابد. مثلا اگر يك نفر در كارخانه كفش هر هفته يك جفت كفش با كيفيت پايين توليد كند، ولي خانواده اي 6 نفره را اداره كند، بايد حقوقي بيشتر از كسي دريافت كند كه روزي 6 جفت كفش خوب توليد مي كند، ولي هنوز ازدواج نكرده و اداره خانواده اي را برعهده ندارد.
در اين نظام ها كارگران حق دارند نه از طريق مذاكره يا ارايه كار بهتر بلكه از روش هايي مانند اعتصاب و آسيب وارد كردن به روند توليد، تقاضاي حقوق بيشتري داشته باشند.
در نظام هاي كاپيتاليستي سنتي، اما كارفرما حرف اول و آخر را مي زند و كارگر، قدرت چانه زني زيادي ندارد. بنابراين بايد هر حقوقي به وي دادند، شكرگزار باشد و اگر اعتراضي دارد آن را حداكثر در قالب يك گلايه بسيار دوستانه و توام با خواهش مطرح كند.
در مقابل اين دو الگوي افراطي و تفريطي، روش سومي هم قرار دارد كه به ارزش افزوده و كارايي افراد در سيستم اهميت مي دهد. در اين الگو، حداقل يا حداكثر حقوق، مفاهيمي درجه 2 هستند و هر كس براساس نقشي كه در پيشبرد اهداف يك سيستم دارد، مي تواند امتيازهاي متناسب با آن را دريافت كند. در ادامه گزارش، اصل را بر پذيرش اين الگوي سوم گذاشته و فرض مي كنيم در ايران نيز اين الگوي در حال گسترش، به زودي مسلط خواهد شد و برپايه آن توصيه هايي به شما داريم تا بتوانيد در محيط كارتان به موفقيت هاي بيشتري دست يابيد.
چانه زني مداوم
در محيط كار همه توجهتان به كار نباشد و سرتان را زير نيندازيد تا هر شرايطي را تحمل كنيد. به همان ميزاني كه سعي مي كنيد خدمات بهتري به كارفرما ارايه دهيد و كار هر روزتان بهتر از ديروز شود، به صورت مداوم حقوق بيشتري را مطالبه كنيد. البته در اين كار نه آنقدر سرسختي نشان دهيد كه كارفرما شما را به عنوان يك موجود دايما مزاحم تلقي كند، نه آنقدر ساده انگار باشيد كه خيال كنيد همه امور به خودي خود اصلاح خواهد شد.
نه آنقدر خيالپرداز و ريسك دوست باشيد كه اكنون را فداي آينده اي مبهم كنيد، نه آنقدر محافظه كار كه همه فرصت ها را از دست دهيد
كار بهتر
اگر تلاش مداوم براي اصلاح كارتان نداشته باشيد، هرچقدر هم كه تلاش كنيد جايگاه بهتري به دست آوريد، موفق نخواهيد شد. ممكن است در يك مقطع كوتاه بتوان با كارهايي مانند چاپلوسي به كارفرما نزديك شد، ولي اين مساله نمي تواند از دوام لازم برخوردار باشد. البته هرگاه به دستاورد خوبي مي رسيد، آن را به تمام مديرانتان گزارش دهيد تا فرد ديگري اين موفقيت را به نام خودش ثبت نكند. توجه داشته باشيد كه منظور از كار بهتر، همان چيزي است كه در ذهن و برنامه كارفرما، مي گذرد. بنابراين اگر فقط بر اساس تصور و ايده هاي خودتان حركت كنيد بدون اينكه نظر كارفرما را جويا شويد، بعيد است به موفقيت چنداني دست يابيد.
كميت را فداي كيفيت كنيد
اگر آدم ساده لوحي باشيد، انتخاب دو يا سه شغل را راه حل بهتري براي افزايش ثروت و درآمد به شمار مي آوريد. ولي واقعيت آن است كه موفقيت در يك مجموعه كاري براي شما درآمد بيشتري در پي خواهد داشت. اگر به هزينه و زماني كه در رفت و آمد بين محيط هاي مختلف كاري هدر مي رود توجه كنيد، متوجه خواهيد شد كه مي توانيد با افزايش كيفيت ودر نتيجه حقوق خود در يكي از محيط هاي كاري درآمد ماهانه خود را به بيش از آنچه با دو شغل به دست مي آيد برسانيد.
البته توجه داشته باشيد كه ارتباط همزمان با محيط هاي مختلفي كه مي توانيد درآنها كار كنيد، راه حل خوبي براي بهبود وضعيت شغلي شما محسوب مي شود. چون بايد بتوانيد در شرايطي كه كارفرما حقوق مناسبي به شما پرداخت نمي كند، محل كار خود را تغيير دهيد. ولي توجه داشته باشيد كه اين مساله نبايد به خاطر مسايل كوچك و اختلاف پرداخت هاي جزيي صورت پذيرد و تنها در موارد استثنايي توصيه مي شود.
مهرباني با همكاران
فرقي نمي كند كه جايگاه شما در مجموعه كاري كجاست. اگر از موقعيت بالا يا پاييني برخورداريد در هر صورت سعي كنيد با بقيه همكاران با رويي گشاده برخورد كنيد و هرگز بدون دليل آنها را مسوول شكست هاي كاري تان به شمار نياوريد. در چنين حالتي آنها به موفقيت كاري و افزايش احتمالي حقوق شما كمك خواهند كرد. توجه داشته باشيد كه كارفرماها همانطور كه خودشان به بررسي عملكرد شما مي پردازند، مرتب از كاركنان مجموعه خود مي خواهند كه در مورد عملكرد ساير همكارانشان گزارش ارايه دهند. خوش برخوردي شما مي تواند تضميني براي موفقيت شما در اين زمينه باشد.
آشنايي با تحولات بازار كار
هم روش هاي فعاليت كاري تان را ارتقا دهيد و هم در مواقع ضروري محيط كارتان را. سعي كنيد هميشه تحولات را با سرعت زير نظر داشته باشيد تا بتوانيد از موقعيت هايي كه پيش مي آيد بدون درنگ استفاده كنيد. ممكن است اين موفقيت شامل يك نوآوري كاري يا ورود به محيط كاري جديد باشد. ولي در هر صورت توجه داشته باشيد كه هدف اصلي از اين دو كار بايد افزايش درآمد شما باشد كه از طريق بهتر كار كردن و در جاي بهتر كار كردن به دست مي آيد.
ريسك منطقي
نه آنقدر خيالپرداز و ريسك دوست باشيد كه اكنون را فداي آينده اي مبهم كنيد، نه آنقدر محافظه كار كه همه فرصت ها را از دست دهيد. موفقيت شغلي و دريافت حقوق بيشتر مستلزم ميانه روي و ريسك پذيري نسبي است. قبل از هر تصميم كاري مهم، مدتي فكر كنيد. اين مدت ممكن است از چند دقيقه تا چند هفته به طول بينجامد كه بستگي به اهميت كاري دارد. ولي دقيقا بدانيد كه چقدر وقت براي فكر كردن داريد تا ضمن آنكه حداكثر استفاده از آن را به عمل مي آوريد، فرصت را از دست ندهيد. مثلا اگر موقعيت جديدي در مجموعه كاري به شما پيشنهاد مي شود، سعي كنيد در اسرع زمان بهترين پيشنهاد مالي را بدهيد؛ نه آنقدر اضافه حقوق بالايي بخواهيد كه فرد ديگري را انتخاب كنند، نه آنقدر كم كه به زحمتش نيرزد. خلاصه حواستان را جمع كنيد چون در غير اين صورت، افزايش حقوق براي شما فقط يك حادثه خواهد شد.
-
پنج شنبه 3 دی 1388
3:35 AM
نظرات(0)
خصوصي سازى در خدمت توسعه اقتصادى
-
دوشنبه 30 آذر 1388
4:58 AM
نظرات(0)
بررسی محصول پنبه از جهات اقتصادی
2- قبل از انقلاب اسلامی که دوران رونق پنبه بشمار می رفت تولید سالیانه پنبه محلوج بطور متوسط 165 هزار تن بوده که حدود 50 درصد آن به خارج صادر و باقیمانده در صنایع نساجی کشور مصرف می شد .بعد از وقوع انقلاب اسلامی عوامل متعدد موجبات کاهش شدید سطح کشت و تولید پنبه را فراهم نمودند بطوریکه در سالهای اخیر تولید پنبه محلوج تا 50 هزار تن کاهش یافته است
4- در حال حاضرواردات پنبه انجام می شود.مهمترین صادر کنندگان پنبه به ایران ازبکستان و ترکمنستان می باشند که پنبه آنها علیرغم کیفیت پایین از نظر میکرونری ( مقاومت کمتر نساج ) ،به دلیل ارزانتر بودن وارد می شود. برای حمایت از پنبه تولید داخل،برواردات آن تعرفه تعیین شده است.اما صنایع نساجی توانسته اند با پوشش ظاهرا قانونی این مانع را دور بزنند و با واردات پنبه ای که ظاهرا از نوع الیاف بلند می باشد که رقیب داخلی ندارد (پنبه ایران از نوع الیاف متوسط می باشد ) بدون پرداخت تعرفه اقدام به واردات پنبه نمایند..
5- صنایع نساجی کیفیت پائین پنبه داخلی را مانع تولید نخ های ظریف می دانند به اعتقاد آنها ماشین آلات مناسب و آزمایشگاه های مجهزی در کشور وجود دارد ولی پائین بودن کیفیت پنبه داخلی شرایط لازم برای تولید نخ های ظریف را ایجاد نمی کند و همچنین باعث کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می گردد لذا می گویند با واردات پنبه فقط به دنبال تامین مواد اولیه مورد نیاز خود هستند.
6- ایران در حال حاضر صادرات پنبه ندارد.از دلایل آن می توان به پائین بودن قیمت جهانی پنبه ،راندمان بالای پنبه مجلوج و هزینه تولید کمتر در سایر کشورها اشاره نمود. در برخی سالها مقدار زیادی پنبه مازاد بر نیاز صنایع نساجی ،انبار می شود و راهی به بازار های جهانی نیز پیدا نمی کند. برای خروج از این بن بست پرداخت یارانه صادراتی پنبه محلوج در شورای اقتصاد کشور مطرح اما مورد قبول واقع نشده است
7- وزارت جهاد کشاورزی همواره نگران کاهش سطح کشت پنبه است و غالبا افزایش قیمت و پرداخت یارانه را چاره ساز کاهش سطح کشت و تولید پنبه می داند. مدیران بخش کشاورزی تسریع در پرداخت یارانه به پنبه کاران را موجب جلوگیری از کاهش سطح زیر کشت بیشتر این محصول در سال آینده می دانند.
8- صاحبان صنایع نساجی هم معتقدند اگر می خواهیم به هرقیمتی از پنبه کشور دفاع کنیم بدان یارانه دولتی بدهیم نه آنکه حمایت از آن را بر دوش صنایع نساجی بیندازیم .
9- در سال 85 قیمت پنبه محلوج کشورافزایش یافت و بر شرایط بحرانی تولید این محصول پر اهمیت صنعت نساجی دامن زد.مديرعامل صندوق پنبه ايران می گوید: در جهت كاهش بحران محصول پنبه و باتوجه به كمبود نياز داخلي صنايع نساجي دولت تعرفه 15 درصدي واردات پنبه را كاهش دهد.وي گفت: تاكنون 75 هزار تن پنبه محلوج توليد شده است كه باتوجه به احتياج 150 هزار تني صنايع نساجي ،وزارت جهاد كشاورزي با كاهش تعرفههاي وارداتي براي تامين پنبه مورد نيازصنايع اقدام كند.
10- صنایع نساجی همواره بر آزادی واردات پنبه و کنترل قیمت آن تاکید می کنند. این صنایع کمتر توان رقابت با رقبای خارجی را دارند و همواره گرانی پنبه محلوج تولید داخل را به عنوان عامل این ناتوانی ذکر نموده اند .
11- متولیان کشت و تولید پنبه همواره افزایش قیمت پنبه و پرداخت یارانه به تولیدکنندگان را ضامن افزایش سطح کشت و تولید پنبه می دانند.
وبالاخره :
قیمت پنبه تولید داخل نسبت به قیمتهای جهانی آن بیشتر است.لذا یارای رقابت با سایر محصولات و حضور در بازارهای جهانی را ندارد. صنایع نساجی گرانی پنبه داخلی را از عوامل اصلی افزایش هزینه ها و پائین بودن کیفیت آن را مانع تولید نخ های ظریف ،کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می دانند. لذا تمایل به واردات پنبه با قیمتهای جهانی دارند.
واما :
چه کسی به ضرورت افزایش کارائی پنبه کاران ،بهبود بهره وری عوامل ، کاهش هزینه تولید وتحول فناوری در مزارع پنبه ، بهبود راندمان و کیفیت پنبه محلوج ، معرفی ارقام پربازده ، نوسازی وتحول صنایع نساجی و بهبود کیفیت تولیدات آن ، فعلیت بخشیدن به استعداد ها و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی ، حضور در بازارهای جهانی و حاکمیت اصل رقابت (مکانیسم عرضه و تقاضا ) در عرصه تولید ، تجارت و قیمتگذاری پنبه می اندیشد؟
براستی :
پنبه ایران قربانی ناکارآمدی در عرصه های تولید ،بازار رسانی ،فرآوری و تجارت جهانی نیست؟
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:38 AM
نظرات(0)
اقتصاد
اقتصاد خرد به بررسی رفتار اقتصادی انسانها و بنگاههای اقتصادی میپردازد و درصدد است تا رفتار عقلایی در انسانها را شناسایی کند. با توجه به محدودیتهای موجود (مثلاً درآمد) انسانها و شرکتهای اقتصادی مایلند که بیشترین استفاده را ببرند و منابع خود را به بهترین شکل ممکنه استفاده کنند. رفتار یک یا گروهی از انسانها در ارتباط با کالا یا کالاهای خاصی به اقتصاد خرد مربوط میشود. توابع عرضه و تقاضا و نقطه تعادلی (نقطه ناش در نظریه بازیها) توابع تولید و هزینه, نیز فایده در این بخش جای میگیرد.
اقتصاد کلان
اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور میپردازد. حیطه جهانی بررسی را اقتصاد بین الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی, توازن تراز بازرگانی خارجی, رشد اقتصادی, اشتغال, تورم, مخارج و درآمدهای دولت, رکود اقتصادی, بحران اقتصادی, بیکاری, فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار میگیرد.بر خلاف اقتصاد خرد رفتارهای فردی شکل دهنده اقتصاد کلان نیست هر چند که از جمع رفتارهای فردی شکل گرفته است. کینز پدر علم اقتصاد نوین نمونه بارزی را از آثار رفتار واحدی را در عرصه کلان و خرد ارایه داده است که به تناقض پسانداز مشهور است. اگر افراد به صورت انفرادی پس انداز کنند در سالهای بعد دارای امکانات و قدرت مالی بیشتری خواهند بود و خواهند توانست که از سرمایه جمع شده خود استفاده کنند ولی اگر تمامی افراد جامعه همزمان پسانداز خود را افزایش دهند و بخش بیشتری از درآمد خود را پس انداز نمایند مصرف کل اقتصاد پایین میآید و این امر موجب کاهش تولید نیز خواهد شد که این امر به کاهش درآمد افراد در آینده منجر میشود. از اینرو افزایش پس انداز برای اشخاص مفید میتواند باشد ولی برای جامعه به صورت کلی تأثیرات متفاوتی نسبت به تأثیرات فردی آن دارد.نمونه دیگر: اگر شرکتی یک یا چند تن از پرسنل خود را با ماشینآلات جایگزین نماید بی شک سود خواهد کرد و به نفع آن شرکت خواهد بود ولی اگر تمامی شرکتها به یکباره به این کار مبادرت ورزند بیکاری افزایش مییابد و موجب کاهش درآمد ملی و در نتیجه کاهش تقاضا برای تولیدات شرکتها شده و سود شرکتها را کاهش میدهد. از اینرو تأثیرات سطح کلان میتواند با تأثیرات در سطح خرد متضاد باشد..
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:36 AM
نظرات(0)
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:34 AM
نظرات(0)
استاندارد و استاندارد كردن، از پايه هاي استوار علم و فنآوري است كه در پيشرفت صنعت و اقتصاد نقش بسزايي دارد.
اينكار، احتمال اينكه كليدها توسط بچه ها چرخانده شود و سبب نشت گاز و حادثه شود، كاهش مي دهد. معمولاً برای بسیاری از کالاها، مواد و مفاهیم یک نمونهٔ استاندارد در نظر گرفته شده است و بقیه مواد یا مفاهیم موجود را با نمونه استاندارد خودش سنجیده و اندازهگیری کمیتی یا کیفیتی میکنند.
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:31 AM
نظرات(0)
تحولات تکنولوژیک و سیاسی نیم قرن اخیر جهان را وارد عصر جدیدی کرده است که ویژگی برجسته آن کاهش سریع فاصله های زمانی و مکانی، ادغام فزاینده نظام های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان و رشد خیره کننده تولید و مصرف است. در اثر این تحولات پروسه های تولید، توزیع و مصرف دگرگون گشته و ساختارهای اقتصادی و سیاسی و مناسبات اجتماعی دستخوش تغییرات بنیادین شده اند.
طی سه دهه اخیر تجارت جهانی با سرعت بیسابقه ای رشد کرده است. در سال 1970 میزان کل واردات و صادرات بین المللی بالغ بر 26% تولید ناخالص جهان بود. در سال 1980 این شاخص به 40% و در سال 2000 به 50% افزایش یافت. اما رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی از این نیز چشمگیرتر بوده است. طی دهه 60 نرخ رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی دو برابر نرخ رشد تولید ناخالص و 1.4 برابر نرخ رشد صادرات جهان بود. طی دوره 1986-1999 میانگین نرخ رشد سرمایه گذاری خارجی به %26 در سال افزایش یافت. در مجموع در فاصله 1960-2000 حجم کل سرمایه گذاری خارجی جهان از 70 بیلیون دلار در سال 60 به متجاوز از 6000 بیلیون دلار در سال 2000 افزایش یافت. مقایسه روند رشد تولید ناخالص، صادرات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی جهان بیانگرآن است که طی نیم قرن گذشته رشد صادرات سریعتراز رشد تولید و رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی به مراتب سریعتر از رشد تجارت خارجی بوده است. این امر به معنای افزایش وابستگی اقتصادهای جهان به یکدیگر و ادغام فزاینده آنها است.
در روند تحولات فوق نه تنها میزان داد و ستدهای بین المللی افزایش یافته بلکه با پیدایش و رشد شرکتهای فرا ملی اقتصادهای ملی با سرعت فزاینده ای در حال ادغام اند. طی سه دهه اخیر تعداد شرکتهای فراملی بصورت تصاعدی رشد کرده است. طبق آمارUNCTAD اکنون 65 هزار شرکت مادر فراملی وجود دارد که مجموعا 850 هزار شرکت وابسته خارجی را کنترل میکنند. متجاوز از دو سوم صادرات جهان توسط شرکت های فراملی انجام میپذیرد که بخش قابل ملاحظه آن متعلق به 100 شرکت بزرگ فراملی است. درآمد فروش این 100 شرکت نزدیک به %50 تولید ناخالص جهان میباشد. افزون بر این، بالغ بر 50% صادراتی که توسط شرکتهای فراملی انجام میگیرد مبادلات درون شرکتی است، به این معنی که در درون شرکتهای فراملی و بین زیر شرکتهای آنها انجام میپذیرد. بعلاوه، روند جهانی شدن با رشد سیاست آزادسازی اقتصاد، کاهش نظارت دولتها بر اقتصادهای ملی و رفع موانع حقوقی و سیاسی حرکت آزاد کالا و عوامل تولید در پهنه جهان همراه بوده است. طی چند دهه اخیر موانع تجارت آزاد و حرکت آزاد سرمایه با سرعت برچیده شده اند، در اکثر کشورها مداخله دولتها در امور اقتصادی به شدت کاهش یافته و سهم شرکتهای فراملی در اقتصادهای ملی به سرعت افزایش یافته است. مجموعه تحولات فوق حیطه اختیارات و نفوذ اقتصادی دولتهای ملی را تنگ تر کرده، امر تنظیم و مدیریت اقتصادهای ملی را برای آنها دشوارتر ساخته است. در جهان کنونی شرکتهای چند ملیتی و فرامرزی نقش مهمی در اقتصادهای ملی بازی میکنند ولی در حوزه اختیارات حقوقی دولت های ملی قرار ندارند. بعلاوه، در بسیاری از موارد قدرت اقتصادی شرکتهای فراملی به مراتب بیشتر از قدرت اقتصادی دولتهای ملی است. از سوی دیگر، وابستگی فزاینده اقتصادهای ملی به یکدیگر و افزایش گردش آزاد عوامل تولید کاربرد سیاست های تنظیم اقتصادی را دشوارتر ساخته است. زیرا از یکسو عملکرد اقتصادی هر کشور به عملکرد سایر کشورها وابسته است و از سوی دیگر دامنه تاثیر سیاستهای اقتصادی دولتها به کشورهای خود محدود نمیگردد. با توجه به این تحولات، عده ای از اقتصاد دانان بر آنند که عصر مداخله دولتهای ملی در امور اقتصادی کم و بیش به سر آمده است. بدون شک روند جهانی شدن از قدرت دولت های ملی کاسته و همچنان خواهد کاست. اما علیرغم ساده انگاری متداول، دولتهای ملی هنوز دارای نقش تعیین کننده ای در عرصه اقتصاد میباشند. اولا، چگونگی عملکرد دولت های ملی بر روند و سیر تکاملی جهانی شدن تاثیر میگذارد. دوما، بهره برداری مطلوب از روند جهانی شدن از یکسو مستلزم ایجاد ظرفیت های جدید برای بهره برداری از فرصتهای جدید میباشد و از سوی دیگر نیازمند کنترل و به حداقل رساندن تاثیرات اقتصادی و اجتماعی منفی جهانی شدن است. دریافت و شناخت این امر برای کنترل و مدیریت پروسه جهانی شدن و تهیه یک استراتژی موثربرای بهره برداری مناسب از آن، به ویژه برای کشورهای درحال رشد ضروری و کلیدی است. سوما، دولتهای ملی، آنچنان که تصور میشود در برابر شرکتهای فرا ملی ناتوان نمیباشند. برعکس، در صورت استفاده درست از ابزارهای اقتصادی، میتوانند بر رفتار و عملکرد شرکتهای فرا ملی تاثیر قابل توجهی داشت
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:30 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



